آه اي خدا
خوش به حالشون![]()
منم ميخوام
بهناز دوووووووستت دارم
خوش به حالشون![]()
منم ميخوام
به او بگویید دوستش دارم، به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد
به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم
به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است
به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است
به او که برای من مینویسد
مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ......
.........................................................
رفته است و مهرش از دلم نمی رود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست
ای ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس دیار عاشقان جاودان کجاست .
قسم به فاصله ها،قسم به گرمای وجودت،قسم به روز دیدار،قسم به تنهایی دل،قسم به گناه مقدسم،قسم به آسمون چشمات، قسم به محبت دستانت، قسم به دلتنگیهای شبانه ام،قسم به لیلی،قسم به مجنون،قسم به عشق پاکت،قسم به تو امیدم که بی تو ناامیدم....
امید جوون عشقم خیییییییییییییییییلی دوست دارم
دلم برات قد(.) نقطه شده
**********************
عشق من منم دوست دارم
منم دلم برات . شده
اميد
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب
بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي
بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود
زندگی گفت: که آخر چه بود حاصل من؟![]()
عشق فرمود: تا چه بگويد اين دل من.![]()
عقل ناليد:
کجا حل شود اين مشکل من؟![]()
مرگ خنديد
در اين خانه ی ويرانه ی من!
![]()
1-
چطور ميشود به يك زن رانندگي ياد داد؟-
هيچ طور.2-
چطور ممكن است ماشين يك زن هميشه سالم و بدون خط و خوط باشد؟-
اگر يك شوهر صافكار نقاش داشته باشد.3-
چطور اندازه يك دختر وقتي تو ماشين نشسته تغيير ميكنه؟-
وقتي كنار برادرش ميشينه اندازه فيل-
وقتي كنار دوست پسرش ميشينه اندازه نوزاد موش صحرايي4-
سريعترين راه براي به چنگ آوردن قلب يك زن؟-
نهايت بي محلي به او5-
چرا زنها نمي توانند مردها را خر كنند؟-
چون اين كاري است كه مردها مي خواهند انجام دهند.-
چرا بازدهي خانوم ها در محل كار 5 برابر آقايون است؟-
چون كه آدم خنگ بايد خودشو يه جا نشون بده ديگه.7-
چه فرقي بين يه دختر مجرد و يه مانكن توfashion است؟-
يه مانكن يك بار مياد رد ميشه تموم ميشه-
ولي يه دختر مجرد از اول تا آخر مهموني 100 بار ديده ميشه.8-
وقتي يه زن پشت فرمون ماشين ميشينه چيكار ميكنه؟-
همه كار غير از رانندگي.9-
چرا دختر ها به هر پسر جديدي كه ميرسند ميگن تو اولين دوست پسرمي؟-
چون همه پسرهارو با گوشهاي دراز و مخملي ميبينند.10-
شباهت زن ها با آشغالانسي ها؟-
هر دو شبها كار ميكنند و تا ميتونند سرو صدا ميكنند.يه روز ميخه مي افته توي آب، زنگ ميزنه در مي ره![]()
تركه را با يه دختر تو خيابون ميگيرن
ميگن اين دختره كيه؟
ميگه كدوم دختر ؟ به خدا تا چند لحظه پيش آقاي سرابي بود![]()
ye roz rashtiyeh jave chat migiratesh zanesho{send 2 all} mikoneh.
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه میگه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمیگيريم. علی میگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد![]()
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد
|:. تقدیم به عشقم بهناز که خیلی دوسش دارم .:|
هر چقدر هم که دور شوی
روزی به هم می رسيم
روزی که شايد
من خاک خشکيده کويری باشم
و تو
قطره های زلال باران
...
روزی به هم می رسيم![]()
![]()
![]()
![]()
از ناگفته هايي
كه در اعماق وجودينم
به انتظار امدنت لحظه شماري ميكنند
كاش ميدانستي كه چه لحظاتي را
بيادت و به انتظارت گذراندم ...
لحظه لحظه روياهايم را با نامت انباشتم
تا برايت زمزمه كنم : دوستت دارم را
در ظلمات قيرگون شب تنهايي
ميتوان تو را در كنار داشت و ... بوئيد
در تاريكي بي تو ماندن
ميتوان نور بودنت را را تاباند
در ادامه خواب خوب نيمه كاره
ميتوان با تو رويا را تمام كرد
تا تابش دوباره امدنت و ماندنت
و اين بار براي هميشه ... براي ابد
تا با هم بگوييم : افسانه با هم زيستن را
و چونه براي ابد با هم ماندن را
ميدانم كه در اعماق نگاهينت
ميتوان دنيا را غرق كرد
ميخواهم كه با كشتي عشقت
در اين وادي غرق گردم
شايد كه بتوانم در اعماق دوست داشتنت
دمي بياسايم ...
با تو و در كنار تو
يه روز به يه تركه ميگن با بالش جمله بساز ميگه: رفتم شكار يه پرنده ديدم زدم به بالش ميگن نه آقا با اين بالش نه... ميگه خوب رفتم شكار زدم به اون بالش ميگن اهههه اصلا ولش كن حالا با تشك جمله بساز ميگه رفتم شكار تو شك بودم بزنم به اين بالش يا اون بالش ![]()
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
*********************************
مثل اين است كه شب نمناك است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من، ليك، غمي غمناك است
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر، سحر نزديك است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي، اين شب چقدر تاريك است!
*****************************
مي كنم، تنها، از جاده عبور
دور ماندند زمن آدم ها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
شب سردي است، و من افسرده
راه دوري است، و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
****************************
عشق چیره نمی شود ،
عشق می پرورد
عشق توان دارد
که در یک لحظه آن کند
که رنج به سختی می تواند در یک عمر فراهم آورد
.از این که در کنارم هستی ، بسیار شادمانم
.بودنت یاریم می کند که در یابم ،
جهان تا کجا زیباست
.********************************
من جلوه هستي را در نيلي چشمانت دیدم
تو را در خلوت شبهایم فریاد کردم
صبورانه سوختم و ساختم ،با من بمان
تا سرود عشق را با عشق سازم
نتونستم قد رعنات را ببینم
آخه چشمی که پر آبه طاقت دیدن نداره
نتونستم گل سرخی واست از باغچه بچینم
آخه دستی که بلرزه جرات چیدن نداره
ترس دیدن یا شنیدن که می خواست بده به بادم
ترس دیدن یا شنیدن که می خواست بده به بادمسایه بود سرد و سنگین روی یه ذره اعتمادم
چه شبهایی تو اتاقم واسه تو نامه نوشتم
جای تو نامه را خواندم ،آخر از نامه گذشتم
اگه روزی روزگاری بشه باز تو را ببینم
وحشت از دنیا ندارم که گل سرخ را بچینم
اگه روزی روزگاری بشه باز تو را ببینم
گل سرخی نمی مونه که نخواهم برات بچینم
تو گفتي منو دوست داری
تو گفتي عاشق چشمام شدی
تو گفتی احساسمو دوست داری
تو گفتی قلبت مال منه
تو گفتی بوسه هامو دوست داری
تو گفتی قصه هامو دوست داری
تو گفتی دوست داری نوازشت کنم
تو گفتی دوست داری نوازشت کنمتو گفتی میخوای تو بغلم بگیرمت
تو گفتی همدرد تو منم
تو گفتی همراز تو منم
تو گفتی شب و روز من توای
تو گفتی تنها یار من توای
تو گفتی
...تو همه اینها رو گفتی ولی من فقط می گم اگه تو نباشی من می میرم
.حالا دیدی من از تو عاشق ترم
باید بروم تا فراموش شوم باید بروم تا از یاد ها بروم باید بروم..........دیگر تحمل ندارم باید بروم ..............باید.............. خواسته ها معنی خود را به بیگانه سپردند صبر ، دیگر هیچ معنایی برایش نمی توانم پیدا کنم دیگر................ می روم اندوهها مرا فرا گرفته اند به هر چه می رسم ، معنی غصه می دهد درون بزرگ بود ........... ولی پر شد می گویند بعد از مدتی فراموشت خواهد کرد . باید بروم تا فراموش شوم باید بروم تا از یاد ها بروم باید بروم..........دیگر تحمل ندارم باید بروم ............
ازش سوال کردم چقدر مرا دوست داري؟ گفت:به اندازيه موهاي سرم ولي وقتي ديدمش کچل بود!!!![]()
سزای عشق پاکم را فقط با نا سزا دادی
دل پر شور و شادم را به قعر اشکها دادی
روای من ندانستی دمی با تو نشستن را
مرا مسخ وجود خود دلم را زیر پا دادی
وفا داری برای توچه مضحک بود می دانم
که هر چه من وفا کردم جوابم با جفا دادی
ندانستی چه می نالم نپرسیدی چه می گویم
نفهمیدی چه می جویم که دل بر نا کجا دادی
اگر معبود من بودی اگر حمد تو می گفتم
چرا من را رها کردی به دست طعنه ها دادی
ز رویای وصال تو حبیب اندر خرابات و
هنوزم درپی آن دل که بر باد فنا دادی
من ندانم کيستی...
پرتو نور کدامين خورشيد ؟
گرمی عاطفه ی دست کدامين معصوم ؟
روشن از نور کدامين مهتاب ؟
پيرو راه کدمين ليلی ؟
و فقط ميدانم
موج دريای نگاهت به تن خسته ی اين ساحل تنها زده است
چشم عاشق کش ويرانگر تو
قرعه ی عشق به نام من شيدا زده است...
جز تو آنکس که مرا شوق تماشاست کجاست ؟؟
آنکه دل در کرمش غرق تمناست کجاست ؟؟
جز نگاهت که به دل بذر هوس می پاشد
آنکه در اين شب من چون ره فرداست کجاست
به چه می انديشيد که تو را خلق نمود؟
به نخستين تپش پاکترين جلوه ی ناز
يا گلستانی که در آن گل عشق ز تمنای وجودت شده باز
به چه می انديشيد که تو را خلق نمود؟
به دو چشمان سياه
که شبستان من است و قفس چهره ی ماه
من ندانم شايد به دل خسته ی من انديشيد
که در اين معبد تاريک ز نيرنگ وفريب
نام زيبای تو را سر در احساس نوشت...
اول از همه : سلام و از اينكه به وبلاگ خودتون اومدين ممنون و عرض خوش آماد گويي
